✿•`* سایت باران*`•.✿

*`•.✿¸✿•`* السلام علیک یا صاحب الزمان*`•.✿¸✿•`*

غنیمت شمردن عمر

از دانشمندی پرسیدند : چگونه ای؟ گفت: چگونه باشد کسی که هر روز عمرش کم می شود وگناهش زیاد !

حکایتها ولطیفه ها،نشریه طوبی اردیبهشت 86.ش 17


برچسب‌ها: غنیمت شمردن عمر

[ دوشنبه 16 تیر1393 ] [ ] [ حسین ]

[ ]

خانه دل را اجاره ندهید

همیشه می‌گفت: «دل جای خداست. صاحب این خانه خداست. آن را اجاره ندهید» و خود و اعمالش مصداق روشنی از این پند همیشگی بود. «شیخ رجبعلی خیاط» بندگی را ساده می‌دانست.
 شرط اهل باطن شدن از نگاه او نه دعا‌های طولانی بود و نه نماز‌های شبانه و روزه‌های مکرر. او عشق به پروردگار را سرچشمه عبادت می‌دانست و می‌گفت: «انسانی که عاشق او شد خود را برای او آماده می‌کند.هر‌گاه از او نصیحتی می‌خواستند بی‌درنگ می‌گفت: «خدمت به مردم.» برای همه آنها که دستشان به خیر می‌رفت دعا می‌کرد و می‌گفت: «انسانی که کسی را دوست دارد و عاشق او می‌شود برایش خرج می‌کند. اگر خدا را دوست داری باید در راه او خرج کنی.»
 

برچسب‌ها: خانه دل را اجاره ندهید, شیخ رجبعلی خیاط

[ دوشنبه 22 اردیبهشت1393 ] [ ] [ حسین ]

[ ]

ابن سكين

در اين روز. او مربي اولاد متوكل بود. روي متوكل از او پرسيد دو پسر من نزد تو بهتر است يا حسن و حسين فرزندان علي؟ ابن سكين گفت كه قنبر خادم علي بهتر از تو و پسران توست. متوكل امر كرد زبانش را از قفا بيرون كشيدند ،و درچنین روزی به شهادت رسید.

برچسب‌ها: ابن سكين

[ یکشنبه 14 اردیبهشت1393 ] [ ] [ حسین ]

[ ]

توبه نامه شهید13ساله علیرضا محمودی

بارخدایا از کارهایی که کرده ام به تو پناه میبرم ازجمله :

از اینکه عفت زبانم را به لغات بیهوده آلودم...از اینکه منتظر بودم تا دیگران به من سلام کنند...ازاینکه شب بهر نماز شب بیدار نشدم... ازاینکه لحظه ای به ابدی بودن دنیا و تجملاتش فکر کردم...درمقابل اشخاص متواضع متواضع تر نبودم...از اینکه شکمم سیر بود و یاد گرسنگان نبودم...ازاینکه ایمانم به بنده ات بیشتر از ایمانم به تو بود...ازاینکه منتظرتعریف وتمجید دیگران بودم،غافل از اینکه توبهتر از دیگران می نویسی.

منبع:همشهری آنلاین


برچسب‌ها: توبه نامه شهید13ساله علیرضا محمودی

[ جمعه 12 اردیبهشت1393 ] [ ] [ حسین ]

[ ]

چه کنیم نمازصبحمان قضا نشود

ازمرحوم آیت الله بهجت رحمه الله علیه سوال شد :چه کنیم تا نماز صبح مان قضا نشود؟درپاسخ فرمودند:کسی که باقی نمازهایش را دراول وقت بخواند،خدا او را برای نماز صبح بیدارخواهد کرد.



برچسب‌ها: چه کنیم نمازصبحمان قضا نشود, بهجت

[ دوشنبه 8 اردیبهشت1393 ] [ ] [ حسین ]

[ ]

3ویژگی مومن حقیقی درکلام امام رضا علیه السلام

3 ویژگی مومن حقیقی درکلام امام رضا علیه السلام:

1- کتمان سر

2- مدارابامردم

3- صبر دربرابر سختیها


برچسب‌ها: امام رضاعلیه السلام

[ یکشنبه 31 فروردین1393 ] [ ] [ حسین ]

[ ]

۱۳ بدر واقعی از زبان شهید مطهری

[ پنجشنبه 14 فروردین1393 ] [ ] [ حسین ]

[ ]

روز حسرت

هرچه کار نیک را زیاد هم کردید،آن را زیاد نشمرید،هرچه انسان در پیمانه عمل نیک بریزد،باز آن را هم نمی تواند پرکند،مثل نبی مکرم و ائمه(علیهالسلام) با آن مقامات با آن درجات،با آن یقین،با آن عصمت الهی تا آخر عمرشان،نه فقط در اوایل عمر،از خداوند متعال طلب رحمت ومغفرت می کردند،همه در مقابل وظیفه ای که درقبال پروردگار داریم،هرچه کار نیک بکنیم کم است بنابراین کارنیکتان را زیاد به حساب نیاورید.
امام موسی بن جعفر علیه السلام می فرمایند:
لاتستکثرواکثیرالخیرو...(الشافی ص602)
خیر بسیار را زیاد نشمارید( زیرا که دچار عجب می شوید).


شرح حدیث در درس خارج88/12/3)

برچسب‌ها: روز حسرت, عجب, کارنیک

[ چهارشنبه 6 فروردین1393 ] [ ] [ حسین ]

[ ]

سال نو مبارک

گروه اینترنتی پرشیـن استار | www.Persian-Star.org

[ چهارشنبه 28 اسفند1392 ] [ ] [ حسین ]

[ ]

وقت تلف شده

در تمام ساعت شبانه روز حتی یک دقیقه وقت تلف شده و بدون برنامه ای از قبل تعیین شده نداشتند . باتوجه به شرایط سنی و میزان فعالیتی که داشتند ، باز هم ساعت خاصی را در 3 نوبت (هرکدام بین نیم تا یک ساعت) به اهل منزل اختصاص داده بودند که هرکدام از ما ، که مایل بودیم خدمتشان می رسیدیم . تذکر می دادند که مواظب اخلاق و سیرت خود باشید ، خودتان را نگیرید و تکبر نکنید .


برچسب‌ها: وقت تلف شده, امام خمینی ره

[ یکشنبه 18 اسفند1392 ] [ ] [ حسین ]

[ ]

گلایه امام زمان(عج)

 مرحوم آیت الله مجتهدی تهرانی(ره):
یک روز در ایام تحصیل درنجف اشرف ، پس از اقامه نماز پشت سر آیت الله مدنی (ره)، دیدم ایشان شدیدا گریه می کنند و شانه هایشان از شدت گریه تکان میخورد؛ رفتم پیش آقای مدنی و گفتم: ببخشید، اتفاقی افتاده که اینطور شما به گریه افتادید؟ ایشان فرمودند: یک لحظه ، امام زمان(عج)را دیدم که به پشت سر من اشاره نموده و فرمودند :آقای مدنی نگاه کن٬ شیعیان من بعد از نماز٬ سریع می روند دنبال کارخودشان و هیچکدام برای فرج من دعا نمیکنند! انگار نه انگار که امام زمانشان غایب است!و من از گلایه امام  زمان(عج) و غربت در نگاهش به گریه افتادم.


برچسب‌ها: گلایه امام زمان, عج, دعای فرج, دعای امام زمان, آیت الله مجتهدی تهرانی

[ یکشنبه 11 اسفند1392 ] [ ] [ حسین ]

[ ]

خواستن حاجت فقط از خدا

دست   حاجت   چو   بری  نزد  خداوندی      بر

که کریم است و رحیم است وغفور است و ودود

نعمتش   نامنتهی  ،  کرمش             بی پایان

هیچ   خواننده ای  از   این  در  نرود  بی  مقصود

قرآن کریم: "قَالَ إِنَّمَا أَشْكُو بَثِّي وَحُزْنِي إِلَى اللّهِ وَأَعْلَمُ مِنَ اللّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ"

یعقوب گفت: من درد و اندوه خود را با شما نمى گویم و آن را فقط با خدا در میان مى گذارم و از او چاره مى جویم، و از صفات خدا چیزهایى مى دانم که شما نمى دانید و به همین سبب به رحمت او دل بسته ام.

سوره یوسف/آیه86

منبع:تفسیرنور


برچسب‌ها: خواستن حاجت فقط از خدا, تفسیرنور, سوره یوسف, آیه86

[ سه شنبه 6 اسفند1392 ] [ ] [ حسین ]

[ ]

رفتارشایسته

 در مدرسه یک چراغ گردسوز داشتیم که هم چراغ بود وهم بخاری.خدا می داند که در همان اوایل جوانی ، نماز شبمان ترک نمی شد . این حالات برای ما خیلی خوشایند بود . اساتید مرتب به ما تاکید می کردند که شما باید در رفتار و کردار و گفتارتان مواظب  باشید و مراعات کنید چون شما متعلق به خودتان نیستید ، اگر شما یک قدم ناشایست بردارید ، نمی گویند که حسن زاده این کار را کرده است، می گویند آخوندها اینطور هستند ، طلبه ها اینطور هستند.

چون از قومی یکی بی حرمتی کرد                 نه که را حرمتی ماند نه مه را

زندگی نامه حضرت آیت الله حسن حسن زاده آملی-محسن برزگر-ص 44


برچسب‌ها: زندگی نامه حضرت آیت الله حسن حسن زاده آملی, رفتارشایسته, نمازشب

[ جمعه 2 اسفند1392 ] [ ] [ حسین ]

[ ]

آرزوهای مادر

پس از آنکه حضرت مریم علیه السلام از دنیارفت،حضرت مسیح علیه السلام جنازه مادرش راپس از تطهیر به خاک سپرد.پس روح مادر را در خواب دید.مسیح پرسید :مادر ! آیا هیچ آرزوئی داری؟مریم علیه السلام پاسخ داد:آری آرزویم این است که دردنیا بودم وشبهای سرد زمستانی به مناجات وعبادت در درگاه خدا به بامداد می رساندم ،و روزهای گرم تابستانی را روزه می گرفتم . 
ازعمرم همان بود که در یاد    تو   بودم
باقی همه بی حاصلی و بی خبری بود


برچسب‌ها: آرزوهای مادر

[ یکشنبه 27 بهمن1392 ] [ ] [ حسین ]

[ ]

ازمشکلات وسختیها استقبال می کرد

به استقبال مشکلات و سختیهامی رفت و هیچ عاملی نمی توانست شخصیت مقاوم او را درهم بشکند ،سخت ترین ماموریت ها و وظایف را قبول می کرد ودر ماموریت های جنگی پیچیده و سخت ، شخصا شرکت می کرد.مسئولیت پذیری و وظیفه شناسی و از همه مهمتر ، تلاش مداوم تا حصول نتیجه و پایداری در مواجه باسختیها ، ازبرجستگیهای شخصیت محمدمهدی بود.


منبع:هلال ناتمام،ص 104



برچسب‌ها: ازمشکلات وسختیها استقبال می کرد, شهید محمد مهدی خادم الشریعه

[ یکشنبه 20 بهمن1392 ] [ ] [ حسین ]

[ ]

نصوح، مردی که در حمام زنانه کار می کرد

مردی که سالیان سال همه را فریب داده بود نصوح نام داشت.نصوح مردی بود شبیه زنها ،صدایش نازک بود صورتش مو نداشت و اندامی زنانه داشت او مردی شهوتران بود با سواستفاده از وضع ظاهرش در حمام زنانه کار می کرد و کسی از وضع او خبر نداشت او از این راه هم امرارمعاشمی کرد هم ارضای شهوت.گرچه چندین بار به حکم وجدان توبه کرده بود اما هر بار توبه اش را می شکست.او دلاک و کیسه کش حمام زنانه بود. آوازه تمیزکاری و زرنگی او به گوش همه رسیده و زنان و دختران و رجال دولت و اعیان و اشراف دوست داشتند که وی آنها را دلاکی کند و از او قبلاً وقت می گرفتند تا روزی در کاخ شاه صحبت از او به میان آمد. دختر شاه به حمام رفت و مشغول استحمام شد.از قضا گوهر گرانبهای دختر پادشاه در آن حمام مفقود گشت ، از این حادثه دختر پادشاه در غضب شد و دستور داد که همه کارگران را تفتیش کنند تا شاید آن گوهر ارزنده پیدا شود.کارگران را یکی بعد از دیگری گشتند تا اینکه نوبت به نصوح رسید او از ترس رسوایی ، حاضر نـشد که وی را تفتیش ‍ کنند، لذا به هر طرفی که می رفتند تا دستگیرش کنند، او به طرف دیگر فرار می کرد و این عمل او سوء ظن دزدیرا در مورد او تقویت می کرد و لذا مأمورین برای دستگیری او بیشتر سعی می کردند. نصوح هم تنها راه نجات را در این دید که خود را در میان خزینه حمام پنهان کند، ناچار به داخل خزینه رفته و همین که دید مأمورین برای گرفتن اوبه خزینه آمدند و دیگر کارش از کار گذشته و الان است که رسوا شود به خدای تعالی متوجه شد و از روی اخلاص توبه کرد در حالی که بدنش مثل بید می‌لرزید با تمام وجود و با دلی شکسته گفت: خداوندا گرچه بارها توبه‌ام بشکستم، اما تو را به مقام ستاری ات این بار نیز فعل قبیحم بپوشان تا زین پس گرد هیچ گناهی نگردم و از خدا خواست که از این غم و رسوایی نجاتش دهد.نصوح از ته دل توبه واقعی نمود ناگهان از بیرون حمام آوازی بلند شد که دست از این بیچاره بردارید که گوهر پیدا شد. پس از او دست برداشتند و نصوح خسته و نالان شکر خدا به جا آورده و از خدمت دختر شاه مرخص ‍ شد وبه خانه خود رفت.او عنایت پرودگار را مشاهده کرد. این بود که بر توبه اش ثابت قدم ماند و فوراً از آن کار کناره گرفت.

بقیه ماجرا..............در ادامه ی مطلب


برچسب‌ها: نصوح, مردی که در حمام زنانه کار می کرد
ادامه مطلب

[ جمعه 11 بهمن1392 ] [ ] [ حسین ]

[ ]

دست گیر

فکش اذیتش می کرد. دکتر معاینه کرد و گفت : فردا بیا بیمارستان . بایدعکس می گرفت.عکسش که آماده شد، رفتیم دکتر ببیند . وسط راه غیبش زد. توی راهروهای بیمارستان دنبالش می گشتیم . دکتر داشت می رفت. بالاخره پیدایش کردم . یک پیرمرد را کول کرده بود داشت از پله ها می برد بالا.


شادی روح شهدا و امام الشهدا صلوات

برچسب‌ها: دست گیر, شهیدباکری, کمک به مردم

[ شنبه 5 بهمن1392 ] [ ] [ حسین ]

[ ]

تصور ما از خدا(پیامبراکرم ص)

چند روزی می شد که جوان به مسجد نمی آمد . پیامبراکرم (ص) از حالش پرسید. گفتندمریض است.رفتندعیادتش.جوان گفت : ازخداخواستم اگرمی خواهد من را در برزخ عذاب کند ، همین جا عذابم دهد . دعایم مستجاب شد .
محمد گفت : هرطور در مورد خدا فکر کنی خدا همانطور با تو رفتار می کند. می خواستی بگویی اگرمی خواهی مرا در برزخ عذاب کنی ، همینجا بیامرزم.
چهارده خورشید ویک آفتاب-مهدی قزلی

برچسب‌ها: تصور ما از خدا, پیامبراکرم ص

[ پنجشنبه 26 دی1392 ] [ ] [ حسین ]

[ ]

کینه به دل نگیریم(شهید حاج احمد کاظمی)

قبل از انقلاب توسط ساواک دستگیرشد،چند ماهی را زیرشدیدترین شکنجه ها به سر برد،جوری با چکمه به صورتش کوبیدند که تا یک ماه خونریزی بینی داشت.بعد از پیروزی انقلاب دادگاه نجف آباد ازش خواستند شکنجه گرانش را معرفی کنه زیربار نرفت و هیچ کدامشون رامعرفی نکرد می گفت: نیازی به اینکار نیست ،انقلاب اونا رو تنبیه کرده،بعدها پسریکی از شکنجه گرانش به مشکل برخورده بود باباش آمده بود پیش حاج احمد تابراش کاری کنه حاجی هم انگارنه انگار یه روزی زیر دست این آدم شکنجه شده باپیگیری ،مشکل پسرشکنجه گر سابق خودش را حل کرد.

[ سه شنبه 17 دی1392 ] [ ] [ حسین ]

[ ]

فضیلت ماه ربیع الاول

ماه ربیع الاول بهار ماه ها است. با حلول این ماه ، ماه پر از حزن و اندوه صفر که ماه مصیبت های بزرگ اهل بیت رسول خدا (ص) بود به پایان رسیده است.از اتفاقات مبارک این ماه، هجرت پیامبر (ص) از مکه به مدینه و سلامت ایشان از نیرنگ دشمنان برای قتل ایشان در شب لیلة المبیت را بر شمرده است و نماز شکر را به نشانه شکر گذاری از خدا در این روز مناسب می داند و روزۀ این روز به دلیل موفقیت پیامبر(ص) و نجات ایشان از دست دشمنان مستحب است و در نهایت دعایی برای این روز نقل کرده اند.
مرحوم جواد آقا ملکی تبریزی در کتاب المراقبات نوشته است: "اين ماه همانگونه كه از اسم آن پيداست بهار ماه‏ها است، بجهت اين كه آثار رحمت خداوند در آن هويداست. در اين ماه ذخاير بركات خداوند و نورهاى زيبای او بر زمين فرود آمده است؛ زيرا ميلاد رسول خدا (ص) و سلّم در اين ماه است و مى‏توان ادعا كرد از اول آفرينش زمين رحمتى مانند آن بر زمين فرود نيامده است ... بر مسلمان مراقب واجب است با تمام تلاش خود در شكرگزارى اين نعمت بزرگ كوشش و سعى كند

برچسب‌ها: فضیلت ماه ربیع الاول

[ جمعه 13 دی1392 ] [ ] [ حسین ]

[ ]

به كدامين شهيد بابا ميگويي..؟

گفتی : بنویسید آب همه نوشتیم گفتی : بنویسید بابا آمد همه .... همه نوشتند به جز من ! یادت می آید خانم معلم ؟؟!! همه نوشتند بابا آمد اما من نوشتم بابا رفت ... همیشه از همان اول که اسم بابا می آمد بغضم می ترکید و گریه می کردم . مثل روزی که تو دیکته می گفتی و من نبود بابا را آه می کشیدم . خانم یادت می آید وقتی بغلم کردی چقدر اشک ریختم ؟! یادت می آید گفتی : نباید گریه کنی چون بابا ناراحت می شود ؟! من هم قول دادم که هر وقت اسم بابا آمد انقدر گریه نکنم ... خانم معلم اجازه ؟! می شود یک چیزی بگویم ؟؟ راستش می خواستم اعتراف کنم ... خواستم بگویم من به قولم وفا نکردم. آخر می دانید سخت است اسم بابا بیاید و من دلتنگ نشوم . سخت است اسم بابا بیاید و چشمانم بارانی نشود ... خانم معلم هنوزم که هنوز است بعد از 23 سال هر وقت اسم بابا می آید مثل روزهای کلاس اولم که تو دیکته "بابا آمد" را می گفتی ، گریه ام می گیرد . هنوزم که هنوز است هر وقت بابای زهرا و سارا و مرضیه را می بینم گریه ام می گیرد !! بین خودمان باشد اما من دلم بابا می خواهد . بزرگ شده ام قبول اما بدون بابا بزرگ شدن سخت است درست مثل درس غذای لذیذ آخر کتاب که هیچ وقت یاد نگرفتمش ... التماس نوشت: خانم معلم اجازه ..؟! می شود یک خواهشی کنم ؟ می شود شما از خدا جان بخواهید برای یک ساعت هم که شده بابای من را از بهشت بفرستد زمین تا یک دل سیر نگاهش کنم ؟


برچسب‌ها: شهيدگمنام

[ شنبه 7 دی1392 ] [ ] [ حسین ]

[ ]

چشم پوشی

خداوند ستار است.عیوب را پوشانده است.الان هم به من وشما نمی گوید فلانی چه کاره است.ماسر اشخاص را نمی توانیم بفهمیم.خداوند اذن نداده است.اگر هم علم داشته باشیم باید چشم را برگردانیم.این چه کاری است که کارهای خوبش را نادیده بگیرد و بدی هایش را ببیند.؟
بنده از بچگی هم دوست نداشتم دنبال عیب دیگران باشم.خداوند اذن نداده است عیب افراد را ببینیم.امام علی علیه السلام در نهج البلاغه فرموده:((غصو ابصارهم عما حرم الله علیهم))
متقین جشمان خویش را از آنچه خداوند بر آنها تحریم نموده است پوشانده اند.



نتیجه گیری:سخنان بالا،گفتارهایی  از صاحبدل بنام مرحوم حاج محمد اسماعیل دولابی است که از کتاب طوبای محبت گرداوری کردم واحتیاجی به نتیجه گیری  نداره، اما جاداره در همین رابطه احادیثی از پیامبر اکرم (ص) و امام علی (ع) و اشعاری از سعدی شیرازی یادآور بشویم .
پیامبر اکرم (ص) می فرمایند:هرکس در دنیا،عیوب و گناهان مردم را بپوشاند،خداوند در روز قیامت عیوب و گناهان اورا می پوشاند.
امام علی علیه السلام هم می فرمایند:غیبت تلاش انسان ناتوان است.
بنابراین در پایان باید گفت: کسانیکه قدرت و تکیه گاهی داشته باشند  زبان به غیبت نمی آلایند .
چه خوب گفته سعدی شیرازی:
زبان کرد شخصی به غیبت دراز     بدو گفت داننده ی سرفراز
که یاد کسان پیش من بد مکن     مرا بدگمان در حق خود مکن
گرفتم ز تمکین او   کم    ببود        نخواهد به جاه تو اندر فزود

برچسب‌ها: چشم پوشی, مرحوم حاج محمد اسناعیل دولابی, غیبت, گفتارسعدی پیرامون غیبت

[ چهارشنبه 4 دی1392 ] [ ] [ حسین ]

[ ]

زیارت مزار امام حسین علیه السلام

زوار قبر سیدالشهداء علیه السلام اگر بدانند کجا می روند و به زیارت چه کسی مشرف می شوند ، سر از پا در این سفر نمی شناسند.جایی که می روند، به بیان کسی که کلام او به منزلۀ کلام خداست - چون حجت بالغه الهیه است - و مقصد آنان در این سفر عرش خداست.و آنچه برای ایشان در این مقصد منتهای مطلب است، آن است که آنان زوار خدایند.
حدیث صحیح که عقل را مبهوت می کند ، این است:هیچ پیغمبری نیست، یعنی از آن آدمی که شد صفی الله و مسجود تمام ملائکة الله، و آن نوحی که نهصد و پنجاه سال مردم را به خدا دعوت کرد و شد نجی الله ، و آن ابراهیمی که خدا او را مبتلا کرد به کلمات و بعد از تمام آن کلمات از نبوت و رسالت و خلت گذشت و به مقام امامت رسید ، و آن موسایی که خدا درباره او فرمود : ونادیناه من جانب الطور الأیمن وقربناه نجیا، و شد کلیم الله ، و آن عیسایی که از دم روح القدس به وجود آمد و شد کلمة الله و روح الله، همه اینان مسألتشان از خداوند تبارک وتعالی این است که به آنان اذن دهد که به زیارت قبر حسین بن علی علیهما السلام مشرف شوند.



برچسب‌ها: زیارت مزار امام حسین علیه السلام, آیت الله وحید خراسانی
ادامه مطلب

[ شنبه 30 آذر1392 ] [ ] [ حسین ]

[ ]

صياد دلها

حدس زدم خوابه بهترين فرصت بود . پوتينش را از جلوي سنگر برداشتم و دويدم توي آشپزخانه.فرچه وقوطي واكس را از توي كشوم برداشتم وشروع كردم.هنوزيك لنگه اش مانده بود كه سر و كله خودش پيداشد آمد طرفم نزديكم كه رسيد گفت : پسرم شماخودت بايد دوسال خدمت سربازيت رو انجام بدي.منم بايد خودم پوتين هارو واكس بزنم.نشست روي زمين.پوتين ها رو ازم گرفت و شروع كرد به فرچه كشيدن.دست خودم نبود دوستش داشتم.


برچسب‌ها: خاطره اي از شهيد صياد شيرازي

[ جمعه 22 آذر1392 ] [ ] [ حسین ]

[ ]

از بيت المال خرج نكنيم(شهيدحاج احمدكاظمي)

خيلي كم پيش مي آيد كه بچه هايش را همراه خود بياورد آنروز ظاهرا خانواده حاجي جايي رفته بودند واومجبورشده بود محمدمهدي را همراه خودبياورد.از صبح كه آمد خودش رفت جلسه ومحمد مهدي را پيش ما گذاشت.جلسه كه تمام شد مقداري موز اضافه آمده بود يكي را به محمد مهدي دادم تادراتاق از اونيز پذيرايي كرده باشم نمي دانم چه كاري داشت كه مرا احضاركرده بود محمد مهدي هم پشت سرم وارد دفترشد وقتي كه بچه اش را ديد چهره اش برافروخته شد.باصداي بلندگفت:كي به شماگفته به او موز بدهيد.گفتم:حاجي اين بچه از صبح تاحالا هيچي نخورده يه موزكه بيشتر به او نداده ايم تازه ازسهم خودم هم بوده نگذاشت صحبتم تمام شود.دست درجيبش كرد وهزارتومان به من داد وگفت: همين الان مي روي وجاي آن موزميخري ومي گذاري !البته به جاي يك موز يك كيلو.

كتاب احمد-ص 137


برچسب‌ها: از بيت المال خرج نكنيم

[ جمعه 15 آذر1392 ] [ ] [ حسین ]

[ ]

ملک و سلطنت

روزی بهلول بر هارون الرشید وارد شد. خلیفه گفت : مرا پندی بده ! بهلول پرسید: اگر دربیابانی بی آب،تشنه گی بر تو غلبه کند چندان که مشرف به موت گردی،درمقابل جرعه ای آب که عطش تو را فرو نشاند چه می دهی ؟ گفت:صد دینارطلا. پرسید : اگرصاحب آب به پول رضایت ندهد ؟ گفت : نصف پادشاهی ام را ، بهلول گفت :حال اگر به حبس البول مبتلا گردی و رفع آن نتوانی ، چه می دهی که آن را علاج کنند ؟گفت:نیم دیگر سلطنتم را.بهلول گفت : پس ای خلیفه،این سلطنت که به آبی و پولی وابسته است.تو را مغرور نسازد که باخلق خدای به بدی رفتارکنی.

منبع:هفته نامه بصیرت8آذر92-ص 2


برچسب‌ها: ملک و سلطنت, هارون, لقمان, دنیا, هفته نامه بصیرت

[ شنبه 9 آذر1392 ] [ ] [ حسین ]

[ ]

متن وصیت‌نامه شهید رسول خلیلی مدافع حرم حضرت زینب(س)

متن وصیت نامه شهید رسول خلیلی

متن وصیت نامه شهید رسول خلیلی

متن وصیت نامه شهید رسول خلیلی

متن وصیت نامه شهید رسول خلیلی


روحش شاد و یادش گرامی.

برچسب‌ها: متن وصیت‌نامه شهید رسول خلیلی مدافع حرم حضرت زینب, س

[ پنجشنبه 7 آذر1392 ] [ ] [ حسین ]

[ ]

سبک زندگی شهدا

خانم گفت : دم در که میری این سطل زباله هارو ببر.گفت:چشم خانم ماشین شهرداری که آمد می برم.نگاه معنا دار همسر را که دید گفت :بوی زباله ها همسایه هارو اذیت می کند.مانباید کاری کنیم که همسایه ها آزار ببینند.


هفته نامه حیات طیبه-ص 3


برچسب‌ها: سبک زندگی شهدا, شهیدرجایی

[ دوشنبه 20 آبان1392 ] [ ] [ حسین ]

[ ]

نماز اول وقت

گفت : من تند تر می روم شما پشت سرم بیائید ، تعجب کرده بودیم . سابقه نداشت بیشتر از صد کیلومتر سرعت بگیرد . غروب نشده ، رسیدیم گیلان غرب . جلوی مسجد ایستاد . ماهم پشت سرش . نماز که خواندیم سریع آمدیم بیرون داشتیم باعجله پوتین هامون را می بستیم که زود راه بیفتیم . حاج مهدی گفت : کجابا این عجله ؟!
می خواستیم به نماز جماعت برسیم که رسیدیم...

هفته نامه حیات طیبه، ص 3

برچسب‌ها: خاطره ای از شهید مهدی باکری

[ سه شنبه 14 آبان1392 ] [ ] [ حسین ]

[ ]

امام هادی علیه السلام

فراموش کرده بود برای وضوی نیمه شب آقایش آب آماده کند . امام که بیدار شد از ترس مخفی شده بود. امام صدایش کرد . رفت جلو می لرزید ، گفت : آقا،من.... .

امام گفت : چرا آب را گرم کرده ای ؟ مگر نمی دانی من با آب سرد وضو می گیرم !؟

تعجب کرد ، گفت : من فراموش کرده بودم . حتی دست به سطل نزده ام ، باور کنید!

امام هادی علیه السلام  گفت : حالا که خدا خواسته با آب گرم وضو بگیریم ، ما هم اطاعت می کنیم . شکر خدا که اهل بندگی هستیم و خدا هم در عباداتش کمک مان می کند.

جدم پیامبر می گفتند : خدا دوست ندارد وقتی به بنده اش اجازه ی استفاده از نعمتی را داده ، خودش زیر بار نرود .

چهارده خورشیدویک آقتاب-زهرامرتضوی


برچسب‌ها: امام هادی علیه السلام

[ دوشنبه 29 مهر1392 ] [ ] [ حسین ]

[ ]